ایلف کوچولو

105,000 تومان

تک فرزند خانواده جوانی از روی میز به زمین افتاد و برای همیشه از یک پا آسیب می‌بیند. آسیبِ فرزند چون دانه هرزه‌گیاهی است که بر زمینی آماده فرو‌می‌افتد. در خاموشی و هراسِ درونی پدر و مادر دانه جوانه می‌زند و به گیاه زهرناکی فرامی‌روید که از هر سو راه بر شادی و خوشی و سپس زندگی روزانه می‌بندد. کار آن جایی بالا می‌گیرد که کودکِ شَل در آب دریا جان می‌دهد. اینک هرزه‌گیاه زهرناک نه تنها پیرامون، که درون را هم گرفته و زهر و بوی بیماری‌آور خود را به هر سو پراکنده است. احساسِ گزنده و آزاردهنده گناه همه جا را پرکرده است. ولب کیست که پپذیرایش شود و شانه به زیرش دهد؟ هرکس آن را از خود می‌راند و دوش آن یکی را نشان می‌دهد. اگر شانه‌ها پس می‌نشینند، گناه ولی پس نمی‌شنیند، دامن می‌گسترد و چون دود به همه پستوهای جان آدم‌ها راه می‌گشاید و همه چیز را جان‌و‌زبان می‌بخشد و به‌میان می‌کشد. رازها چون درختی خزان‌زده در سرِ راهِ بادی تند و سرد’ برهنه و آشکار می‌شود و آدم‌ها چهاره تازه‌ای از خود و پیرامونیان خویش به چشم می‌بینند و در سوگ و شگفتی، با پرسش پایانی روبه‌رو می‌شوند: چه باید کرد؟ به کجا، به کدام سو باید نگاه گرداند؟ ایبسن پاسخ خود را دارد.

پشتیبانی